فصل عوض میشود
جای آلو را
خرمالو میگیرد
جای دلتنگی را
دلتنگی
برچسب: فصل عوض می شود,فصل ها عوض میشود,فصل عوض می شود جای الو را,
نویسنده: حمید رضایی
رفته ای...
و من دیگر نه عاشقت هستم نه دلواپست!
فقط وقتی به تو فکر می کنم در اعماق شهریور هم قلبم تیر می کشد!
برچسب: قلبم تیر میکشد,وقتی قلب تیر میکشد,چرا قلب تیر میکشد,
نویسنده: حمید رضایی
کاش چکاوک ها و قاصدک ها و پروانه ها
"او"ی قصه را
به آلاچیق عهد و پیمان ها
کوچ می دادند...
سفری
بی بازگشت
بر کرانه آرزوها
"جودی"
برچسب: کاشت مو,کاشان,کاشت ناخن,کاشی تبریز,کاشی,کاشت ماری جوانا,کاشی کاری,کاشی مرجان,کاشت ابرو,کاشمر,
نویسنده: حمید رضایی
بر جمله خوبان ناز کن
ای آفتاب خوش لقا
"مولانا"
برچسب:
نویسنده: حمید رضایی
ای کاش..
تو باشی...
و...
مرا " کاش"
نباشد...
برچسب: ای کاش,ای کاش آب بودم,ای کاش آدمی وطنش را,ای کاش جای آرمیدن بودی,ای کاش نمیرفتی,ای کاش به انگلیسی,ای کاش با تو میموندم,ای کاش می توانستم,ای کاش بمیرم,ای کاش میتوانستند از آفتاب,
نویسنده: حمید رضایی
نه بین زمین و آسمان جنگ شده
نه کوه شده آب و نه دریا شده خشک
اما دل من برای تو تنگ شده
برچسب: اما دل من برای تو تنگ شده,
نویسنده: حمید رضایی
به چشم فرش زیـر پـا سقف که مبتلا شود
روز وصـالشان کسی خانه خـراب می شود
کـنـار قـله های غـم نخوان برای سـنـگ ها
کوه که بغض می کند سنگ،مذاب می شود
بـاغ پر از گُلی که شب نظر به آسـمـان کند
صبح به دیگ می رود ؛ غنچه گلاب می شود
چه کـرده ای تـو بـا دلم که از تو پیش دیگران
گلایه هم که می کنم شعر حساب می شود
برچسب: چه کرده ای تو با دلم,چه کرده ای تو با دلم که از تو پیش دیگران,چه کرده ای تو با دلم که از تو پیش,چه کرده ای تو با دلم که از تو,
نویسنده: حمید رضایی
حبه ای قند از دستم،
داخل استکان افتاد
مادربزرگم می گوید،
میهمان می آید...
تمام قندهای عالم در دلم آب می شود...
با خود می گویم،
نکند تو می آیی!...
برچسب:
نویسنده: حمید رضایی
فكرش را بكن، چه لذتی می تواند داشته باشد
"تو در خواب ناز باشی و روحت هم بی خبر؛ در همین لحظه او در حال دیدن یك فیلم جاسوسی آلمانی باشد كه نقش دومش شبیه توست، به یادت باشد و دلش كنار تو بودن بخواهد."
برچسب: فكرش را بكن,شعر فكرش را بكن,گيسوانت زير باران فكرش را بكن,
نویسنده: حمید رضایی
شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ست
که آنچه در سرِ من نیست، بیم رسوایی ست
چه غم که خلق به حسن تو عیب می گیرند؟
همیشه زخم زبان خون بهای زیبایی ست
اگر خیال تماشاست در سرت، بشتاب
که آبشارم و افتادنم تماشایی ست
شباهت من و تو هرچه بود ثابت کرد
که فصل مشترک عشق و عقل تنهایی ست
کنون اگرچه کویرم هنوز در سرِ من
صدای پر زدن مرغ های دریایی ست
برچسب:
نویسنده: حمید رضایی
انار نیستم
که برسم به دست های تو؛
برگم
پُر از اضطرابِ افتادن!
برچسب: دارد پاییز می رسد,
نویسنده: حمید رضایی
خواستم بگویم پاییز در راه است
تو باید باشی و آغوشت و یک فنجان چای...
هرچه پررنگ تر بهتر...
"سحر رستگار"
برچسب: پاییز در راه است,پاییز در راه است شعر,پاییز در راه است اندکی از مهر پیداست,پاييز در راه است,پاییز در راه است کایابای,پاییز هزار رنگ در راه است,
نویسنده: حمید رضایی